این روزهای سامی جون
سلام پسر قشنگم خوبی یکی یدونه ی مامان قربونت برم که روز به روز داری شیرین تر میشی عسلم . اول از همه نوروز 94 که اولین عیدت بود رو تبریک میگم عزیزم امسال بهترین سال برای من بود چون فرشته ی قشنگی بنام سامیارو دارم عزیز مامان بهترینارو برات آرزو دارم قربونت برم الهی .
عزیزم دوتا دندونای بالاییت در اومده سر اونا خیلی اذیت شدی الهی بمیرم برات که اینقدر درد کشیدی کلا الان سه تا مروارید خوشگل داری یکی دیگه هم توراهه همین روزا میزنه بیرون .وروجک مامان ماشالا هزارماشالا خیلی شیطون شدی چهاردستو پا میری سمت فرش میزنیش بالا ببینی زیرش چیه لبه ی مبلم دستتو میگیری بلند میشی وامیسی شروع میکنی راه رفتن خلاصه تا میزارمت زمین زودی بلند میشی عاشق آشپزخونه ای یکسره در کابینتارو باز میکنی ماهی تابه و قابلمه و کفگیر از اسباب بازیای مورد علاقته فداتشم باندای سینما هم که روزی بیست بار میندازی زمین همشون داغون شده فدای یه تار موت قربونت برم .
تازگیا میگی ماماماماما یا میگی بابابابابابابابا واسه خودت خارجی صحبت میکنی منم بهت گوش میدم و جوابتو میدم همچنان عاشق تلوزیون هستی موزیک های مورد علاقتون هم که بیشتر شده وقتی میشینیم توی ماشین به زور میری تو بغل بابا پشت فرمون کلی عشق میکنی هرچند که خیلی خطرناکه ولی حریفت نمیشم قربونت برم . ده ماهگیتم مبارک عشقم کم کم داریم به تولد یکسالگیت نزدیک میشیم باورم نمیشه یکسال گذشت پسر کوچولوی من داره مرد میشه
عاشقتم مرد کوچولوی من .
راستی عید یه مسافرت پنج روزه رفتیم بابلسر یکم اذیت شدی ولی خوش گذشت اینم از عکساش.


اینم چندتا عکس قدیمی







عزیزم اینجا هفت ماهگیتو جشن گرفتیم هنوز خونه قبلیمون بودیم یادش بخیر روزای آخر بود



اینم تیپ عید آقاسامیار


آقا سامیار در حال خوردن کنترل به به چه خوشمزس

عزیز مامان متاسفانه عکسایی که امال سر سفره هفت سینمون گرفتیم پاک شدن این یه عکسم شانسی گرفتیم با هفت سین خونه خاله منیر


اینم اولین باری که سوار ماشین شدی عزیزم اینقدر با علیرضا پشت فرمون نشتی قشنگ بلد بودی فرمونو بگیری







اینجا درحال دالی کردن قربونت برم پسر با هوش من






اینجا روزای اولی هست که اومدیم خونه جدید هنوز لوازمامون پخش وپلا بود

نه ماهگیت مبارک گلم این کیکو خودم برای عشقم پختم خونه مادر بزرگ جشن گرفتیم
اینجا چهارشنبه سوری خونه مادر بزرگ

سلفی سامی و علیرضا


سامیارجون و کیان جون که اومده بودن خونمون عید دیدنی


8ماهگیت مبارک


عسل مامان دوست داشتم برات جشن دندونی بگیرم ولی فرصت نشد عزیزم اینم آش دندون آقا سامیار که خودم پختم کلا دومین باری بود که آش درست کردم آش رشته هم درست کردم کوچیکه آش دندونیه بزرگه آش رشته








این روزهای سامی جون 





